محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

241

تحفه خانى ( فارسى )

يا مودى بفالج و لقوه شود و علاج درين مقام آشاميدن جلّاب از بادرنجبويه و گاو زبان و باديان رومى از هريك دو درم و از گلقند قندى ده درم اول ادويه در دو پياله آب به آتش ملايم بايد جوشيد تا نيم كمتر بماند از كرپاس گذرانيده گلقند مذكور درو حل كرده نيم‌گرم بر نهار بايد آشاميد و غذا مزوّره از نخود با اندك فلفل و دارچينى و نانخواه با مغز تخم معصفر بعد از آن تنقيه بدن بعد از ظهور نضج در قاروره و بحقنه حاره درين صفت كه مذكور مىگردد خسك و شبت و بابونه و سنامكّى از هريك هفت درم حلبه پنج درم بيخ سوسن تراشيده نيم‌كوفته سه درم تخم باديان و تخم كرفس از هريك دو درم اشق و مقل ازرق از هريك نيم « 1 » درم سكبينج دانگى مجموع ادويه در شش رطل آب باتش ملايم بايد طبخ كرد تا دو رطل بماند صافى ساخته و از بوره و نمك طعام در هريك نيم درم آميخته و ابكامه و روغن زيت اگر موجود شود و عسل در هريك ده درم در تابستان بوقت صباح و يا پگاه و در زمستان بوقت پيشين نيم‌گرم حقنه بايد كرد چنانچه رسم است و خوردن شربت بادرنجبويه با دواء المسك شيرين اصحاب سبات را قوى نافع است و تنقيه دماغ بحب ايارج و حب ايارج لوغاذيا بايد كرد و چكانيدن روغنهاى حاره در دماغ و بوئيدن بويهاى خوش و گلهاى خوشبوئى كه مايل بحرارت باشد مثل مرزنجوش و ياسمين و نمام و صعتر و گرسنه بودن عليل و خوردن اطريفلات و تبديل مزاج بسيار نافع است . و اما اگر سبب تصاعد و تراقى بخارات حاره باشد همچنانكه در حميات حاره و در تپهاى حصبه حادث مىشود علاج درين صورت علاج آن حماست كه سبب شده است و تقويت سر و دماغ بمشمومات خوش‌بو اگر سبب بخارات متصاعد از معده است و علامت آن سابقه تخمه است و امتلاى غذاى و دوى و طنين كه مراد به اين هر دو

--> ( 1 ) ن - دو